يادداشت هاي پاپيون/Papillon By Notes

*

( Saturday, March 15, 2008 .. news )

حمايت ۱۸ کشور عربی از ادعای امارات: عرب ها هم وقت گير آورده اند. ديگر ايران از اين بدبخت تر نمي شد. آن از اندونزي (دوستي رابطه راي ممتنع در شواري امنيت را با سفر رييس جمهور نشان داد،) آن از هند، ... "good timing" براي اعراب?

*

( Thursday, March 13, 2008 .. society )

يك مكالمه تلفني كوتاه براي برنامه يك مسافرت مختصر، و بين ما فقط اشاره اي كوتاه به انتخابات فردا است. تعجبي نيست هميشه با هم هماهنگ بوديم خود به خود. اصلاح طلبي چيزي براي ما ندارد. ديگر شور سال 1376 كسي را فريب نمي دهد. توپ و بازي براي همين مسلمانان. عقب مانده ها. هيچ جاي دولت آدمي را پيدا نمي كنم كه بگويم فلاني مطابق نظراتي كار و زندگي مي كند و سياست مي ورزد كه يك روز نتايج آن را ستايش بكنم. اين همه دانشجو هنوز و دوباره براي اصلاح طلبان كار مي كنند. --به جز انجمن اسلامي ها-- چه قدر يك مرد بايد درمانده باشد كه سر تاييد پيش كساني خم كند كه ذره اي عقايدشان برايش قابل قبول نيست. زشتي و ناهماهنگي فرهنگ سياسي ايران خرده گرفتني است. اين بزغاله هايي كه سياست ايران را مي سازند آورنده يا گاهي فقط حافظ chaos هستند. خوب نگاه كنيد. سياست ايران منظره ناخوشايندي است. عقايد سخيف و هر عملي شبيه هرچيز به غير از خردمندانه. اين سياست، و اين مردم هيچ چيزي "خوب" وسط نمي گذارد كه از آن مراقبت كنم و بپرورانم. نقل قولي هست از ادموند برك: "مردي كه از دودمان خودش مغرور نباشد هرگز چيزي پس از خودش نمي گذارد كه شايد آيندگانش از آن مغرور باشند." گمان مي كنم اين خيلي بيشتر از كمي شبيه وضع ما در اينجا است.

What do you see in these pictures?

( Wednesday, March 12, 2008 .. (english) war )

What do you see in these pictures of Nazi's Belsen concentration camp just after its liberation by British troops in 1945? I see human and wasting it*, naively stupid. Its ability to shape chaos out of nowhere. Doesn't differ if that is hitting one's own daughter, in a case of domestic violence, or the catastrophe of 35,000 corps in one Belsen.

(Comments from GettyImages)
(Left)
Former camp guard Anneliese Kohlmann stands as a prisoner in the recently liberated Bergen-Belsen concentration camp, near the towns of Bergen and Celle, Germany, May 1945. (Photo by George Rodger/Time & Life Pictures/Getty Images)

(Centre)
A dishevelled prisoner sits alone in the Nazi concentration camp at Belsen, near Hamburg. (Photo by Keystone/Getty Images)

(Right)
The corpses of men, women and children found buried at Belsen, a Nazi concentration camp. (Photo by Keystone/Getty Images)

*Literature learns from wasting Time at a mad tea-party

*

( Wednesday, March 12, 2008 .. (english) news )

"كاين درد مشترك؟"

( Thursday, March 06, 2008 .. news society )

اگر تكليف خودتان را بدانيد درباره اصلاحات بهتر نظر مي دهيد. راي دادن به كانديداهاي اصلاح طلبان، آنطور كه بسياري از كساني كه ابراز تمايل كرده اند، براي اينكه "شرايط بهتر از زماني مي شود كه قدرت دست راست است،" براي من كار نمي كند؛ انتخاب بين بد و بدتر است. اصلاح طلبان حداقل هاي من را هم ندارند پس اگر بد است، بد است. البته براي خيلي ها كار مي كند: "سنديكاي شركت واحد نتيجه دوره اصلاحات است،" دوستي با تعصب شوخ طبعانه اي از كمونيسم اين را مي گفت. "بله، اين يكي دو سال خيلي فعال بود."

اگر كمي عميق تر و كمي بلند مدت تر نگاه بكنم من در اصلاحات چيزي كه "آخرسر بهتر از راست" باشد نمي بينم. يعني اين بهتر به نظر رسيدن سطحي به نظر من فريب دهنده است. پايه و اصول اصلاح طلبي و مبلغانش چيزي نيست كه بخواهد در آخر نتيجه ي "خوب" را داشته باشد، جز اينكه ايرانيان عادت كرده اند كه به خرافه پردازي هر روزه مكتبي خلق كنند و اينجا و آنجا نسبت مبلغش را با آن نفي كنند و معني دوباره به آن بدهند.

مثال از بهتري و بدتري يكي از جاهايي كه مشكل پيدا مي كند وقتي است كه نشانه چيزي براي خود آن چيز برداشت مي شود: حجاب مسئله نيست بلكه نشانه تفكري است و رفع حجاب صورت مسئله نمي تواند باشد چون فقط دارد اشاره مي كند به بنايي اعتقادي. يا مثلا بگير و نگير نيروي انتظامي در اين باره در طي سال هاي اخير --آنطور كه من ديدم هنگام آغاز طرح امنيت اجتماعي بسياري از مردم و وبلاگ نويسان گمان مي كردند "كه بگير و نگير دارد"-- براي كسي كه با مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مسير تاريخي جريانات اعتقادي و سياست گذاري آشنا است نقشه اي واضح است كه چيز رندومي در آن نمي ماند.

مگر اينكه ممكن است يك نفر، به دليل نزديكي با محافل سياسي، بتواند هدفي معين در راي دادن يا حمايت از يكي از جبهه ها بگيرد، براي "مردم" راي دادن در ايران امروز چندان پر معني به نظر نمي رسد. دليل قانع كننده اي ندارم جز اينكه براي من انتخابات در ايران خيلي نامتناسب با رسوم سياسي و فرهنگي ايران است و درست كار نمي كند. وسيله اي مجلل است كه لازم است باشد تا جمهوري معني داشته باشد، اما بيشتر چيزهاي ديگر دستور پخت يك جمهوري نيستند.

*

( Saturday, March 01, 2008 .. news politics )

هند علاوه بر خروج از پروژه خط لوله صلح --هم زير فشار آمريكا و هم پس از كشف ذخاير بزرگ گاز در شرق اين كشور-- آخرين كاري كه بايد مي كرد پرتاب موشكي بود كه ماهواره جاسوسي اسرائيل را بر فراز ايران قرار مي دهد. مثل جريان CIA و اسكار براي "دكتر ژيواگو،" چنين حركتي را كاملا سياسي تصور مي كنم؛ هند طبيعتا به محض مطرح شدن پيشنهاد اين پرتاب متوجه حساسيت موضوع شده است --اسراييل مجبور بود ماهواره اش را از پايگاهي در هند پرتاب كند؟-- اما اسراييل اين انتخاب را پيش پاي هند گذاشت تا احساس هند را نزد ايران و جهان نمايان كند. تا پيش از اين هند دوستي با واشنگتن و ايران را با هم داشت اما اسراييل با اين حركت كمك كرد اين منظره واضح شود كه هند در چه شرايطي راحت تر است؛ اگر هند مجبور به انتخاب نشده بود به روش سابق روابط حسنه اش را با ايران دست و پا شكسته ادامه مي داد. حالا همه ديدند كه اگر هند مجبور به موضع گيري شود چه طرفي مي رود.

هنوز نمي دانم در سفر پوتين به ايران براي اجلاس سران كشورهاي حاشيه خليج فارس چه بر سر رژيم حقوقي درياي خزر گذشت. اگر هر توافقي مي شد يكي از راه هاي ايستادن ايران و روسيه در برابر آذربايجان براي خط لوله Trans-Caspian حذف ممكن بود بشود. در هر حال در همين حدود زماني بود كه پوتين، نظربايف و بردي محمدو درباره توسعه و بازسازي خط لوله گاز كنوني به نتيجه رسيدند. عجالتا طرح Trans-Caspian كنار گذاشته مي شود، ايران و روسيه دور زده نمي شوند.


بايگانی





This is a Blogger.Spreadfirefox Affiliate Button