تيك تاك
تيك تاك ديگر نمي نويسد. از يادداشتش تشكر مي كنم و براي مخفي نگاه داشتن آدرس ايميلش، كامنتش را منتشر نمي كنم. از او مي خواهم ما را از خودش بي خبر نگذارد. ■
تيك تاكتيك تاك ديگر نمي نويسد. از يادداشتش تشكر مي كنم و براي مخفي نگاه داشتن آدرس ايميلش، كامنتش را منتشر نمي كنم. از او مي خواهم ما را از خودش بي خبر نگذارد. ■ پرتره هاي قدرت
از اين پاراگراف خوشم آمد كه بخشي از مقدمه ي اريكا ادمز (Erica Adams)، از دانشگاه Tufts، بر مجموعه اي از پرتره هاي آبرنگ است. We shall not flag or fail. We shall go on to the end. We shall fight in France, we shall fight on the seas and oceans, we shall fight with growing confidence and growing strength in the air, we shall defend our island, whatever the cost may be, we shall fight on the beaches, we shall fight on the landing grounds, we shall fight in the fields and in the streets, we shall fight in the hills. We shall never surrender.گفته مي شود اين اثر كارش، بيشتر از هر عكس پرتره ي ديگر در تاريخ، چاپ شده است. ■ دنياي تهديدآميز اينترنت ايران توتاليتر
طي سال هاي گذشته طرح هاي دولتي مختلفي كه هركدام به شكلي با ارتباطات جديد، يعني اينترنت، در ارتباط بوده اند در ايران مطرح شده است. بعضي از اين طرح ها هنگاميكه دانشگاه شريف در اجراي آنها سهيم بوده يا خودش آنها را مستقل طراحي كرده، مانند لاتك فارسي، استانداردسازي زبان فارسي در يونيكد و غيره اغلب ارزشمند بوده است. با اين همه بيشتر طرح هايي، حتي با حضور دانشگاه شريف، مانند تكفا، دولت الكترونيكي، دانشگاه هاي مجازي و سيستم عامل ملي طرح هايي هستند بدون گذشته و آينده ي معلوم. گاهي اين طرح ها در همان مجلسي محل بررسي است كه نمايندگانش در خطابه ي منفي* شهره اند و فرق يونيكس را با لنگه كفش نمي دانند. بيشتر اسامي كه به عنوان "استاد دانشگاه" در رسانه هاي دولتي آدم حساب مي شوند هم همين وضع را دارند --مثل "آقاي دكتر جلالي" از دانشگاه علم و صنعت. نظريه پردازي گروهي
قبلا نوشتم كه چه اندازه ايران به نظريه پردازي آزاد نياز دارد. و شمردم كه از طرفي هم دولت نظريه پردازي آزاد را تحمل نمي كند*، و مجال سياسي، رسانه اي و علمي براي پديداري فرد نظريه پرداز نيست. وينبرگ و دين
برادر وينبرگ معرف حضور هست؟ با جناب حاج آقا عبد السلام و مقتدا گلاشو در 1979 براي كار روي electroweak interaction جايزه ي نوبل را از دست مبارك آقا كارل گوستاف، پادشاه سوئد، دريافت كردند. بگذريم، اين بابا يك حرف با نمك زده نقل مي كنيم: Religion is an insult to human dignity. Without it you would have good people doing good things and evil people doing evil things. But for good people to do evil things, that takes religion.(ترجمه: دين توهيني به شان بشر است. بدون آن مردمان خوب كارهاي خوب مي كنند و مردمان بد كارهاي بد. اما براي اينكه مردمان خوب كارهاي بد بكنند، شما به دين احتياج داريد.) ■ "من يك مترياليست نيستم!"
انتخاب بين حذف كامل حكومت و تغيير حكومت براي سر سپردن به وضعيت قابل قبول تر براي عامه صورت مسئله اي است كه بايد شفاف و ويرايش شود. ما جزيره ي دكتر مورو، و هنگاميكه او پِرِنديك را مترياليست خطاب كرد، را به ياد داريم. دكتر مورو، پس از اين كه هر دو خورده اند و آشاميده اند، روي صندلي تاشوي پرنديك نشسته، سيگار برگي نيمه مصرف شده در ميان انگشتان چالاك و سفيدش گرفته، و نور چراغ با سوسوي قابل احساسي بر موهاي سفيدش افتاده است. دكتر پرنديك را با دقت ديكتاتورترين مهمانش مي خواند، چون كمي پيشتر، در كشمكشي پر جنون، پرنديك تهديد كرده بود اگر دكتر جزييات فعاليت هاي علمي، بزعم پرنديك ترسناك، در جزيره اش را براي او شرح ندهد خودش را غرق خواهد كرد. مورو با پرنديك جدل مي كند كه نگاه او به رنج محدود است و زندگي او بر اساس رنج و لذت صرف جان مي گيرد. ه. ج. ولز* در مكالمات آن صفحات كتاب از ما مي پرسد اگر رنج، و دين --كه حتي پرنديك هم از آن براي حفظ جانش از آن سود جست،-- از زندگي حيوانات آزمايش هاي دكتر مورو حذف شود، آيا زندگي جزيره زندگي حقيقي، درست و كافي است. پرسش دكتر مورو گرچه شايد در برابر پيشرفت هاي جامعه شناسي و فلسفه ي سياسي در دهه هاي اخير كمي سست باشد، اما براي خيلي از ما ها فرصتي براي يك بازي ذهني است تا با حداقل يك بار مرور، نظر بهتري داشته باشيم كه اگر مثلا ديسكوها راه بيافتند و حجاب ور بيافتد، و يا برعكس، مردم ايران سنت هايشان را عملا عوض كنند و رسم و رسومشان را --حتي ناگهاني تر از هزارسال گذشته-- مطابق با عقايد اسلامي كه جايي در گذشته ي عرفي آنها --يا تناسبي با ذهني رها از خرافات تاريخي-- ندارد تغيير دهند، آيا حكومت براي ما ايده آل مي شود؟ و مثلا اگر رنجي از زندگي نبريم و لذت هايمان فراهم شود، ديگر دليلي براي خواستن "جامعه ي مدني" نخواهيم داشت؟ انقلاب هنوز تمام نشدهانقلاب براي بيشتر ما چيزي در گذشته به نظر مي رسد. اما براي آنهايي كه در قدرت هستند --كه بعضي هايشان خيلي عصبي اند-- دليلي براي عصبي بودن وجود دارد--نه، من به برخورد مربوط به حجاب اشاره نمي كنم،-- دليلي براي اينكه طوري رفتار كنند كه انگار هنوز اوايل انقلاب است: هنوز انقلاب به جايي نرسيده است. مسايل بي شماري از انقلاب تا كنون هنوز حل نشده است، طوري كه نمي توان گفت اوضاع به ثبات، و به شكلي قابل قبول دست يافته است. انقلاب هنوز تمام نشده است كه "بعد از آن" شروع شود. كمي از نزديك تر به جامعه و حكومت نگاه كنيم. پيامدهاي انقلاب سه دهه ي متوالي است كه ادامه پيدا كرده و ناتواني مديريت جامعه، شكل نگرفتن ذره اي يكپارچگي ملي، يعني آشفتگي و نابساماني اوايل انقلاب. و هيچ كس اين آشفتگي را سر و سامان نداده، جز اينكه خوردن، مثلا بر سر چاه هاي نفت، كار سختي نبوده. ■ مهاجرت (2)
به خيلي ها برخورد كرده ام كه مي گويند به دلايل آرمان گرايانه يا ناموجه از ايران نرفته اند و حالا كه سنشان بالا رفته است يا فلان يا فلان، ديگر رفتن فايده ندارد ("ديگه عاشق شدن، ناز كشيدن، فايده نداره، نداره!" --پرانتز به سبك من دوني) و نمي توانند و غيره. مي خواهم مطمئن شوم ماندن من در ايران، يا رفتنم، دلايلي روشن و درست دارد، متفاوت از دلايل آن ديگران يا شرايطشان. كار، دوباره
مشغول گفتگوهايي مقدماتي، همزمان براي بدست گرفتن دو مسئوليت، يكي همكاري بلندمدت و ديگري هنوز نا معلوم، در اين ماه ها هستم. دوباره به كار باز مي گردم! خوشبختانه توانسته ام پيشنهادات كاري كه دريافت مي كنم را به سمتي كه مايل هستم، يعني مديريت روابط عمومي، ببرم. Please spit on me too!?
"Bloody Favouritism!" cried the man hung to the dungeon wall in the "Life of Brian." How ironic the major newspapers and media I know in England or US now refer to allegdely-has-been Persian Gulf as The Gulf --if not Arab Gulf,-- but CIA Factbook continues to refer to the sea as Persian Gulf.
■
فقر، براي هيچكسبرنامه ي توسعه ي سازمان ملل متحد،United Nations Development Programme (UNDP) هيئتي درون كنسول اجتماعي و اقتصادي سازمان ملل متحد1 است. برنامه ي توسعه سازمان ملل براي كمك به كشورها، بويژه كشورهاي كمتر توسعه يافته، در مسير آنها براي توسعه تشكيل شده است. اين هيئت در 166 كشور جهان دفتر دارد و تمام بودجه ي آن از راه كمك هاي داوطلبانه ي كشورهاي عضو تامين مي شود. اين هيئت با پيوند دادن سازمان هاي بسيار در دنيا مي تواند آنها را براي مشاركت در پروژه هاي ملي يك كشور دعوت كند. برنامه ي توسعه براي كمك به پروژه هاي مختلف در اقصا نقاط جهان، كمك هاي فني و علمي، و پشتيباني مالي فراهم مي كند. كمك مي كند كشورها اين امكانات را جذب و به خوبي از آن استفاده كنند. تنوع موضوعات مورد توجه اين سازمان، كه همان مسائل اساسي جهان در پيشرفت و توسعه است، در پنج عنوان جاي مي گيرد: حكومت دموكراتيك، كاهش فقر، پيش گيري و بهبود از بحران، انرژي و محيط زيست، اچ آي وي/ايدز. اما براي آنهايي كه مستقيما با برنامه ي توسعه كار نمي كنند، از من و شما تا رييس جمهور اوگاندا، گزارش توسعه ي انساني برنامه توسعه، Human Development Report (HDR) راه ارتباطي ما با مجموعه اي گسترده از ايده ها، چالش ها و پيشنهادات بسيار تاثيرگذار درباره ي توسعه است. گزارش توسعه ي انساني چيست؟گزارش توسعه ي انساني به سفارش برنامه ي توسعه ي سازمان ملل متحد تهيه و منتشر مي شود. اين گزارش محصول تيمي از دانشمندان، متخصصان توسعه و اعضاي دفتر گزارش توسعه ي انساني در برنامه ي توسعه سازمان ملل متحد است. از سال 1990 كه اين طرح آغاز به كار كرد، تا كنون چهار شاخص اصلي، براي سنجش پيشرفت توسعه در جهان، در اين گزارش طراحي و استفاده شده است: شاخص توسعه ي انساني2، شاخص توسعه ي جنسيتي3، مقياس توانمندسازي جنسيت4 و شاخص فقر انساني5. هر گزارش دفتري است از تحليل هاي پيشرفته، بررسي مباحث روز درباره ي توسعه، ارايه پيشنهادات براي سياست گذاري و گهگاه نظرات چالش برانگيز. اين گزارش هر ساله در بيش از صد كشور جهان ارايه مي شود.رتبه ي يك كشور در فهرستي كه بر اساس شاخص توسعه ي انساني چيده شده است اغلب با تعريفي كه ما از آن كشور به عنوان يك كشور توسعه يافته يا توسعه نيافته داريم ارتباط مستقيم دارد. البته همه معتقد نيستند كه اين شاخص مطلوب ترين مقياس براي سنجش توسعه ي يك كشور است. در عوض معياري مورد توجه سمينارها و پادشاه بوتان قرار گرفته است كه فاكتورهايي انتزاعي را در نظر مي گيرد، كه بيشتر از آنكه قابل تعريف باشد، در سازگاري با تعليمات بودايي در بوتان، فقط قابل بيان است6. و يا معياري كه، بجاي قدرت خريد، پايداري وضعيت مساعد زندگي را در نظر مي گيرد7. به برنامه ي توسعه ي سازمان ملل بازگرديم. شاخص هاي گزارش توسعه ي انساني در مقايسه با معيارهاي تك-فاكتوري، مانند قدرت خريد، آگاه كننده تر هستند. در فرمول محاسبه ي شاخص توسعه ي انساني سه واحد گنجانده شده است: اميد به زندگي --شانس ادامه ي حياط پس از تولد،-- سواد و آموزش، و استاندارد زندگي --بر اساس قدرت خريد و درآمد ناخالص ملي. يكي از دغدغه هاي اصلي توسعه در جهان، برابري برخورداري زنان از پيشرفت ها است. به همين منظور شاخص توسعه ي جنسيتي به مقايسه اين برابري در همان معيارهاي شاخص توسعه ي انساني مي پردازد. شاخص توسعه ي جنسيت درباره ي ايران چه مي گويد؟(توضيح ساده درباره ي محاسبه ي شاخص و تفاوت با مقياس توانمندسازي جنسيت اضافه شود) (تشريح اطلاعات در جدول شاخص اضافه شود)بر اساس گزارش سال 2004 شاخص توسعه ي جنسيتي8، 31 كشور در پايان فهرست و با عنوان كمتر توسعه يافته قرار گرفته اند. ايران در ميان كشورهاي متوسط توسعه يافته و در رتبه ي 74ام است. اطلاعاتي كه روبروي نام ايران در اين فهرست آمده چنين است:
وب سايت گزارش توسعه ي انسانيبراي استفاده از اسناد و گزارش هاي برنامه ي توسعه ي سازمان ملل متحد، شامل گزارش توسعه ي انساني، مي توانيد به سايت برنامه به آدرس http://www.undp.org/، يا سايت گزارش توسعه ي انساني، به آدرس http://hdr.undp.org/، مراجعه كنيد.در سايت گزارش توسعه ي انساني، مجموعه اي از گزارش هاي منتشر شده براي استفاده هاي متفاوت يا اختصاصا براي كشورهاي مختلف قابل دسترسي است. علاوه بر فهرست اين گزارش ها در سايت، مي توانيد از تركيب گزينه هايي كه در فرمي در سمت راست سايت تعبيه شده است براي پيدا كردن موضوع هاي مورد توجه استفاده كنيد. براي دسترسي به گزارش ها و اطلاعات مربوط به ديگر فعاليت هاي برنامه ي توسعه مي توانيد در سايت اين سازمان از بين فهرست مناطق و يا كشورها مستقيما به اطلاعات مربوط به گزينه ي انتخابيتان دسترسي پيدا كنيد. برنامه ي توسعه ي سازمان ملل متحد، حركتي چند مليتي براي كمك به توسعه ي كشورها به روش خودشان است. در حالي كه فرصت استفاده از تجارب ساير ملت ها و امكاناتي فراتر از دارايي هاي يك كشور برايش فراهم مي شود تا بتواند در مسير پيشرفت با باقي جهان همراه شود. به درخواست سران كشورهاي جهان، يكي از اهداف اصلي برنامه ي توسعه انساني، از ميان اهداف توسعه ي هزاره9، كاهش فقر به نصف، تا سال 2015 ميلادي، تعيين شده است. (1) United Nations Economic and Social Council (ECOSOC) (3) Gender-related Development Index (GDI) (2) Human Development Index (HDI) (4) Gender Empowerment Measure (5) Human Poverty Index (6) Gross national happiness (7) Happy Planet Index (8) GDI Report 2004 (Accessed May 21, 2007) [PDF] (9) Millennium Development Goals Official Web sites: United Nations Development Programme Human Development Report قايم باشك
در ايران خرافات و عقايدي وحشيانه در متن قانون راه پيدا كرده اند.1 بويژه نسل هاي جديد، جوانان، و در كل عامه ي مردم، تحت تاثير اين حضور و قطعيت ساخته شده براي عقايدي سخيف، در جايي بين باور كامل آن و ترديد توجيه آورنده براي آن هستند: يا كاملا به اين عقايدي كه نهادهاي موثر در كشور ترويج مي كنند باور دارند، يا مثلا مسلمانند، اما خودشان را از اسلام حكومتي --يعني از حكومت و نه از اسلام-- جدا مي كنند، يا در بعضي عقايد يا شكل آن ترديد مي كنند. مهاجرت
مامانم مي گويد "بچه ي فلاني رفت چهارسال فرانسه درست خواند، تو هم برو" مي گويم "باشد." مي گويد "تو كه تنهايي تو تهران مي تواني زندگي كني برو فرانسه" مي گويم "اوهوم" مي گويد "من هم خوب البته بايد ببري." به طعنه ي بي لبخندي مي گويم "آها، فردا بريم." مي گويد "بايد هدفت را در زندگي بداني." مي گويم "درست است." و با سر تاييد مي كنم. مي گويد "بابايت هم كه حاضر است كمك كند، من هم اگر در اين چند ماه بگويي چه كار مي كني تكليف خانه را مشخص مي كنم." مي گويم "به اين آساني نيست." مي گويد "همه مي روند." كمي مكث مي كند: "خوب، بعضي ها،" ادامه مي دهد "تو پذيرش بگير ما حمايت مي كنيم." مي گويم "زحمت كشيديد." صحبت ادامه پيدا مي كند. كمي بعد هر كدام به اتاقمان مي رويم. اسطوره هاي شهري
فيلم امپرس* و جنگجو (Der Krieger und die Kaiserin) را از تلويزيون ديدم. گرچه تماشاي تلويزيون كم كم به رويدادي نادر برايم تبديل مي شود (مگر بخواهم مثلا مصاحبه ي فاطمه رهبر را ببينم) و حتما فيلم كامل را بزودي تهيه مي كنم. مقام معظم رهبري در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد: پيشرفت كشور تنها بر اساس الگوي اسلامي - ايراني امكان پذير است. ■ سَلي من، عكاس بلوغ زنانه
چرا اسكندل؟
در حادثه ي دانشگاه اميركبير كامنتي براي مريم شباني گذاشتم كه "چرا اين رويداد به يك اسكندل (رسوايي) سياسي تبديل نشد؟" پنج ماه با پاپيون / Papillon Retrospective
پنج ماه از انتشار اولين نوشته در پاپيون مي گذرد. همه ي پست هاي اين پنج ماه را بازبيني كردم و آنهايي را كه بيشتر توجهم را جلب مي كرد و يا بيشتر در گوگل جستجو شده بودند را كنار هم گذاشته ام: پنج ماه با پاپيون. مردم مي توانند خودشان را به صرف چاي و قهوه دعوت كنند! خبردرگيري هاي دانشگاه اميركبير؛ يك هفته گذشتامروز در دانشگاه اميركبير چه شد؟ امروز مقابل دادگاه انقلاب چه شد دانشگاهخاطرات تجمع در دانشگاه هنر (1): همه ي فرزندان نامشروع ايرانخاطرات تجمع در دانشگاه هنر (2): ديوارهاي بي خيال زنانزنان و رسانه ها در خاورميانه (1)منشوري نماينده ي همه ي زنان ايران؟ گزارش از كمپين يك مليون امضا Notes on One Million Signatures Demanding Changes to Discriminatory Laws Regarding Women جامعه، سياستجامعه ي سركوبراه اصلاحات راه اصلاحات (2) راه اصلاحات (3) سازگاري و سرخوردگي پيروی ِ ناچار ِ آيين قلدری لايه لايه دورتر از آن چند نفرها: آيا حكومت ايران جاي پايش را در جاهاي ديگر تثبيت شده مي بيند كه به سراغ فرهنگ آمده...؟ حزبي براي تمام فصول خط كش ها تفريحات قبيله اي: درباره ي سنگسار زبان كوتاه فقر: حاكم، دولت، حكومت يا مدير؟ همه ي راه هايي كه براي كسب حقوق اجتماعي اتان داريد مجبوريد توجيه مذهبي داشته باشيد؟ آزادي به شيوه ي اصلاح طلبي خانم دكتر مينو محرز و ايدز No White Rabbit ايران خانه ي من است نسل من! چه به ارث مي بريد؟ موضوعات آزادمرد شترسوار و مار و روباهروزهاي من هرولد گوسفنده: +عصر بخير.-بخير.+آه، روز دل انگيزيه، اين طور نيست؟-ها. اينطوره... در چند نفر از قلم مي افتد؟ از اوتيزم تا كلپتومنيا: درباره ي بيماري ها و نقص هاي مغزي و ذهني س*س: خلاقيت، آزادي، تفريح اگر خواستيد به يك گالري هنري برويد: هرازگاهي برويد! Pictures from the past: We sit round the table. A garçon comes and gives to me and my father each a menu. I see over my father's shoulders... Noroze آقاي فرانسوي: وقتي فرانسوي ها من را دست انداختند: يك برخورد كوتاه ■ درگيري هاي دانشگاه اميركبير؛ يك هفته گذشت
نزديك به يك هفته است كه دانشگاه اميركبير تهران محل منازعات ميان نيروهاي شبه-دولتي و دانشجويان منتقد دولت است.دانشجويان دانشگاه اميركبير كه از منتقدان دولت هستند، و پيشتر در هنگام سخنراني احمدي نژاد اعتراض خودشان را نشان داده بودند، بدون حضور هيچ حزب يا تفكر سياسي برجسته اي در كشور كه طرفدار آن باشند مورد حمله خشونت آميز گروه هاي بسيجي درون و بيرون از دانشگاه قرار گرفته اند. تحركات بسيجيان با پشتيباني مديريت دانشگاه، و مطابق آنچه تا كنون پيش آمده، براي سركوب و حذف فعالان دانشجويي بوده است. نيروهاي لباس شخصي به تلاش هايي براي ربودن فعالان دانشجو دست زدند كه آخرين آن موفقيت آميز بود. علاوه بر آنچه در اين مدت مي گذرد، پرونده سازي هاي امنيتي و بازداشت، بازجويي و دادگاه هاي غير قانوني از سوي نيروهاي امنيتي دولتي دانشجويان را نگران كرده است. درگيري ها و تحصن ها هنوز با شدت تمام، و برخورداري از امكانات، از سوي نيروي بسيج در جريان است. نقش و سهم نيروهايي مانند نهاد رهبري و اداره ي كل فرهنگي هنوز كاملا روشن نيست. اما اين احتمال هست كه اين نهادها در راه انداختن رويدادهاي هفته ي گذشته از سهمي از استقلال از دولت در هدف گذاري و برنامه ريزي برخوردار بوده اند. دانشگاه اميركبير، به عنوان فعال ترين دانشگاه در حوزه ي سياست در سال هاي اخير، امروز نمونه ي مينياتوري ناامني در كشور است.آغاز درگيري ها "پلیتکنيک را دريابيد!" "توطئه مدیریت دانشگاه" اخبار بروز شده روي خبرنامه ي اميركبير ■
«در تاريخ وحشتناك قحطي ها در جهان، هيچ قحطي بزرگ در يك كشور مستقل و دموكراتيك، با رسانه هاي نسبتا آزاد، بوقوع نپيوسته است» آمارتيا سن، برنده ي جايزي ي نوبل اقتصاد فعاليت سياسي يا بزكشي وسط دانشگاه؟
خورشيد خانم نگران استمي خواستم براي خورشيد خانم كامنت بگذارم و بگويم "آن وبلاگ درباره ي زرين كلك مگر از ظاهر سايت روشن نيست با چه سطح از شعور طرفيد --ضمن اينكه واژه ي "لمپن" فرهنگ واژه ي افراد مشخصي است،-- كه نگران شده ايد؟"مي خواستم براي ديگري كامنت بگذارم كه "بله، حذف مذهب بسيار مهم است. اما شما فكر مي كنيد --چون مسلمان هستيد-- مردم در واكنش به تندروي اسلامي چنان خواهند كرد، و من مي دانم كه اگر تفكر و دانش در كشور به گفتماني در ميانه ي ميدان بدل مي شد مذهب به ناچار از اذهان مي رفت." مي دانيد چه چيز خوشايند نيست؟ اين كه عقيده ي من در پيش خودم محفوظ است، و همراه نيست با گفتماني از سوي انديشمندان --سروش جزو انديشمندان نيست، صد البته كه خاتمي هرگز-- و براي بحث در جامعه. اگر نظرات انديشمندان آزاد آزادانه ارايه مي شد و ميان مردم بحث باز مي كرد، رفتارهاي يك حكومت ديگر رفتار هاي ديكتاتوري جلوه نمي كرد. زيرا جامعه به آن هيبتي تغيير شكل مي داد كه مطابق بود با نظراتي كه، در شرايط آزادي و تقابل آرزومندانه با تابوها، بيشتر مورد قبول جامعه است. پير ها و جوان هابسياري از نوشته ها در وبلاگ ها درگير مسائل جزيي است، يا، با ديدي جزيي نگر، درگير مسائل بزرگ. حتي بهنود هم، كه از ديگران حرفه اي تر به حجاب نگاه كرده، الزاما به هدف نزده است. و گرچه حرف هاي خوبي شنيده مي شود، اما متوجه شده ام كه در محيط وبلاگ --فضاي رسانه اي، گفتمان عمومي، در غياب متفكران و نظريه پردازان بومي،-- نبايد انتظار شنيدن نظرات پيشرفته و ديدن آدم هاي حرفه اي --ابطحي حرفه اي نيست-- را داشته باشم. نظرات و اطلاعات پيشرفته تر براي كار واقعي در آن بيرون است. لباس هايم را بپوشم. بايد بروم آن بيرون.من هم مانند بسياري هنوز در انتظار مشاهده ي فعاليت هاي حرفه اي تر --و البته همسو با تمدن-- در حوزه ي سياست هستم. وقتي فعاليت هاي دانشجويان --چه "سرد" يا چه گرم-- شبيه بزكشي است تا فعاليت سياسي و تمام گروه هاي اپوزيسيون بيرون از ايران يك مشت عقب مانده ي سياسي پير هستند --براي تاكيد: يك مشت عقب مانده ي سياسي پير-- و تمام قدرت داخل ايران هم دست مشتي نو-بازاري و عقب مانده ي فرهنگي --تاكيد:عقب مانده ي فرهنگي-- است، من دقيقا چه كار بايد بكنم؟ منتظر بنشينم؟ من ايده اي دارم. شما هم ايده اي داريد، و كمي جسارت؟ دانشگاه و نظريه پردازانمن قديم ها امكانات جامعه ي دانشگاهي ايران را كه، طبيعتا، پرورش دهنده ي نظريه پردازان بايد باشد بررسي مي كردم و ابتدا متوجه ايرادات فني بودم. حيطه ي آموزش و رسانه ها در جامعه ي دنشگاهي برايم مهم بود. تا زماني كه روز به روز بهتر برايم روشن شد كه دانشگاه يك مشكل پايه دارد --كه پس كار روي آن مشكلات سطحي بيهوده است-- و آن هم مشكلي سياسي است: پاكسازي دانشگاه ها و انقلاب فرهنگي. --اين تركيب "انقلاب فرهنگي دوم" هم كه مد شده اين روزها چندان با معني نيست و معتقدم حاصل نقص اطلاعات تاريخي كاربران است.اين كشور بدون نظريه پرداز چه مي كند؟ مي رود همان جايي كه سودان رفت؟ يا همان جايي كه ونزئولا رفت؟ آفريقاي جنوبي؟ ايتاليا؟ هنوز در سطوح بالاي سياسي بحث كپيه برداري مستقيم از انقلاب هاي ديگر است. پس آنهايي كه مغزشان واقعا كار مي كند كجا هستند؟ در تلويزيون كه نيستند. در روزنامه ها كه نيستند. در مجلات كه نمي نويسند. در ايرانند؟ اگر نه، ايران بدون آنها كجا مي رود؟ ■
تنوع ديدگاه ها و روش ها و تجربه ها باعث شده كه من در ميان گروه ها و افرادي كه با آنها در تماس بوده ام فرصت همكاري گروهي نبينم. ناچار بايد سر فرصت خودم ايده هايم را پيگيري كنم. از طرفي براي ارتباط با افراد مختلف خوشحالم و قصد دارم تعامل خودم با آنها را سر و سامان و توسعه دهم. اين تعامل ها، بدون آنكه نيازي به دخالت در كار يكديگر داشته باشيم، باعث كمك به سلامت و پيشرفت ايده هاي اجتماعي و سياسي من است. جامعه ي سركوب
گفتگوي من با آقاي معاون نزديك به چهل دقيقه طول كشيد. يكجا گفت درباره ي غيرت مردانگي كه اگر مرد ببيند خواهر يا مادرش "بد" پوشيده اند و به چشم مي آيند، اگر از موهبت زيبايي بهره برده باشند، اگر لباس گل و گشاد نپوشيده باشند، پس به چشم مي آيند، مرد ايراني غيرت دارد و اين ها را مي بيند، مرد ايراني اين ها را مي بيند و توجه مي كند، مرد ايراني تعصب دارد، زن ايراني تعصب دارد ... همه ي فعاليت هاي فرهنگي
اعتراف مي كنم حوادث اخير در دانشگاه اميركبير و همراهي هماهنگ بسيج دانشگاه شيراز با آن من را كمي نگران كرد. نگراني قابل ملاحظه درباره ي مداخله ها و كنترل هاي مستقيم دولتي است كه، با بي اعتنايي به مباني اخلاقي، از كانال نهاد رهبري در دانشگاه ها و بسيج دانشجويي اجرا مي شود. امروز در دانشگاه اميركبير چه شد؟
چند روز پيش آيت الله خامنه اي، در ابراز نظري به هنگام، دستگاه هاي كشور را به احترام و بررسي مشكلات كارگران با كارفرمايان فراخواند. او از اهميت كارگران ايران تعريف و تمجيد كرد. او البته، مانند هميشه، حاضر نشد كارگران و مشكلاتش را در هيئت يك صنف به رسميت بشناسد. او با بيان همسو بودن كارگران با اهداف انقلاب، تلويحا هر حركتي خارج از استاندارهاي حكومتي –يعني تمام تحركات صنفي ماه هاي گذشته—را تهديد كرد. |
|
Others
چند وبلاگ ديگر
مريم مومني
براي خاطر كتاب ها نیلوفر و بودنش آدم گلابی نسرین ميرزا پيكوفسكي تراموا لیدی M مريم اينا یک لیوان چای داغ موسیقی آب گرم بورلسك نظريات عارفانه موومان پنجم دودکش پاک کن ابرک شلوار پوش گیس طلا نازلي خازييل علف هرزه از زندگی حاجي كنزينگتون آيرونيك ايرنين فهيمه خضر حيدري قصه های عامه پسند اعلی حضرت حاج آقا سر هرمس View from Iran به ياد...
| |||||||||||||||||||||||||
This is a Blogger.![]() |


